09/04/2024
!
بیاد دارید!
یک ماه قبل از امروز، روزگاری را بیاد آور که انصار(مدینه)گونه-چشم به راه-در انتظار حلول پر میمنت ماه مبارک رمضان بودیم.
واقعاً چی شگفتانگیز شباهتهای داشت حلول این ماه پر فضیلت با تشریف آوری و قدوم پیامبر صلی الله علیه وسلم در مدینه منوره!
دقیقاً هر مسلمانیکه قلبش از نور ایمان منور بود، برای دیدار اول و شگفتی زیبایی(معنویات) آن در تپش آمده بود، در این میان قلبهای بود که صاحبش را تا نیمههای شب چشم به راه بیدار نگهداشته بود و قلبهای نیز دیده میشد که بیقراری وی حتی اختیار را از چشمها سلب نموده بود و چون هر لحظه به لحظهای موعد وصال نزدیک و نزدیکتر میشد، بیمهابا اشکهای مروارید گونه اطراف آن حلقه زدن میگرفت.
آری! این ماه شریف و پر فضیلت با دنیای از خیّرات و نیکیها بر شهر و دیار دلهای مان قدوم آورد، اما متاسفانه اینبار مردان باخِرد و باهمتی همچون صحابههای پیامبر-صلی الله علیه وسلم- خیلی اندک بود تا از این ماه به بهترین وجه آن پذیرایی مینمودند و با دل و جان آنرا گرامی میداشتند.
اندک به چشم میخورد کسانیکه از دههی رحمت آن به فرصتهای ایمانی خود بیافزایند، دههی مغفرت آنرا از گناهانشان کاسته و در دههی اخیر آن مسیر نجات از جهنم را بخود هموار سازند.
فقط میشد به ذره بین دید آنانیرا که از بسته بودن شیطانها در زنجیرهای آتشین استفادهی اعظمی نموده رابطهی قلبیشان را با آنها کاملاً به نقطهی صرف رسانیده باشند.
و بسیار کم پیش آمد که مردمان خداجو و آخرتآباد؛ شبهای قدرِ آنرا-به بهترین وجه ممکن- قدر نموده از فضایل بیشمار آن در میزان حسنات خود افزوده باشند.
بلآخره این ماه با این همه شور و شعف ایمانی وارد سرزمین دلهای مان شد، اما امشب که قرار است برود. برای اینکه حد اقل توانستیم خیلی کم-و خیلی خیلی کم- از خیّرات آن استفاده بریم، قلبهای مان در فراقش باز به تپیدن آمده است و بارانِ غمِ دوری از آن، شانههای مان را خمیده ساخته سکون و امان را از جسم بیحس ما ربوده است.
آری! این ماه از ما میرود و بعدش مایان چند روزِ محدودی مهمانان سفرهی الهی هستیم، پس باید بخود اندیشید که بکدام روی و آبرو در پیشگاه او تعالی خواهیم رفت؟ درحالیکه هنوز بار گران گناهان به شانههای مان سنگینی میکند و هنوزم که هنوز است ما نتوانستهایم از وساویس شیطانی خود را امان دهیم. با این وجود یک مژدهی بزرگ دیگر وجود دارد که آن رحمت وسیع خداوند است و امیدِ بلند مایان، پس اگر همتها بخواهند کار خودشان را بکنند و در اثر آن مایان روزهای عید را هم از یاد و ذکر خدا لحظهای غافل نشویم، ان شاءالله که بار سنیگنی گناهان ما را هلاک نخواهد کرد و فراق رمضان ما را به بالین غم نخواهد نشاند.
الهی به امید توفیق / راه بنمایم بسوی تحقیق
۱۴۴۵رمضان۳۰/ ۱۴۰۳حمل۲۱
25/03/2024
💫 🌪️
...
#فاتح
موبایل را به دست گرفتم و با هزاران دلهره و ترس که مبادا دوباره آن صحنه های دلخراش پیش چشمانم ظاهر نمایی کند، رفتم داخل اپلکیشن تلگرام و فسیبوک و در جستجوی آن شدم تا دوستان مهاجر که قصد هجرت را دارند و همچنان شخصی که در رهمنون کردن راه با ما همکاری می کند را دریابم، بلآخره پس از تلاش و تفحص بیش از حد در طول دو هفته تقریبا ده نفر را یافتم که همه گوش بفرمان من بودند تا هر وقت بخواهم همرایم حرکت می کنند.
چرا همه مرا در این راه پر طلاطم و صعب العبور هجرت امیر تعیین کردند؟ چون من در نتیجهٔ تلاش و تفحص بیش از حدِ خود بعضی از شماره های ارتباطی مستقیم با جبهات جهادی را در یافته بودم، از طریق آنان با افراد ارتباطی شان در داخل کشور وصل شدم و آنان همه چیز را به تصمیم خودم موکول کرده بودند و نیز سختی ها و مشقت های راه را از قبیل: خرچ کافی برای سفر، مشکلات مرزی و تعقیبی های درون کشوری را برایم گوشزد کردند، اما منی بی باک و بی پروا هدفم رسیدن به سرزمین جهاد بود و در این راستا هزاران بار مُردن را به جان و دل میخریدم.
مجاهد این ارتباطی که من با وی تماس گرفته بودم ازم خواهش کرد که به دوستانم بگویم تا همه به کابل بیایند و مراحل قانونی هجرت را طی کنند، بعضِ شروط و قواعدی است باید بپذیرند و ضمنا ضمانت خطی نیز بدهند، ان شاءالله سپس در بارهٔ هجرت تفاهم خواهیم کرد، همچنان اضافه کرد از دوستان تقاضا کنم همرای شان خانم های شان را نگیرند؛ چون راه ها خیلی خراب است و هزاران مشکل وجود دارد.
من همه گفته های او را به دوستان بیان کردم اما بآنهم دو تن از آنان به شدت اصرار کردند که اگر بدون خانم های شان قدمی بسوی هجرت بگذارند خانم ها قدم های شان را خواهند شکست؛ چون آن دو را خانم های شان بودند که محبت هجرت را در قلوب شان تزریق کرده بودند، و آنان را وادار به جستجوی راهی برای هجرت کرده بودند، پس نا ممکن بود بدون آنان بروند. من با شنیدن قصه های غیرت و شجاعت این دو خواهر مات و مبهوت شده چیزی گفته نتوانستم، جز اینکه گفتم: باز هم تلاش خود را برای قانع ساختن خانم هایشان بکنند، من تا دو روز دیگر از امیر راهنما خبر گرفته برشان تصمیم وی را میرسانم که چی است؟ پیش خود گفتم: خدا کند راهنما قبول نکند؛ چون نظر به گفته های راهنما این مسیر خیلی خطرناک و پر طلاطم است.
ادامه دارد...ان شاءالله
22/03/2024
💫 🌪️
...
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی دل آدم راست راستی آتش می گیرد و از درون سینه دودی بیرون می شود که نفس ها را بند انداخته شاهرک ها را درهم می کوبد.
واقعاً قلب ها درد دارد و به کوره های آتشین از فتنه های زمانه می سوزد، فتنه های که زبان عالم را از گفتن حق بند انداخته است، فتنه های که سلاح مجاهد را از شلیک کردن بخاطر حق باز داشته است، فتنه های که حکم قاضی را از قضاوت به حق منحرف کرده است و فتنه های که تعدادی از مسلمانان را از دیدن حق محروم ساخته است.
ما در عصری زنده گی می کنیم که فتنه ها از هر سو دامنگیر امت مسلمه شده و دارند به گونه های مختلفی در آتش فتنه های زمانه می سوزند، اما در این میان کم هستند ولی جوانان بی باک و خدا جویی نیز هستند که لحظه به لحظه درد های این امت را حس کرده و آنرا لمس می کنند، آنان در تلاشند راهی بیابند تا امت مسلمه را از این گرداب حقارت و فرومایگی بیرون آورند.
این جوانان حماسه آفرین که شهامت ایمانی و شجاعت عمری در قلوب شان بسان آتش نشان فوران میزند، بی باکانه مسیر حق را می پیمایند و در این راه از ملامت هیچ ملامت گری نمی هراسند، اما نظیر همچون جوانانی را جامعهٔ اسلامی خیلی به ندرت می یابد، آنهم شیر دلاوران را که قطعا مسیری از کوله بار مشقت های زمانه و سختی های روزگار را پیموده اند و بسان خشت ها گِلی بار ها سوخته و به پوختگی رسیده اند.
بناءً در سطور ذیل تصویری از داستان های همچون جوانان سر بکف اسلام را که بخاطر حاکمیت شریعت چگونه در راه مشقت و سختی ها مقاومت می کنند و در مسیر فلاح و رستگاری مردانه قدم پیش می نهند، بیان می داریم.
در واقع این داستان واقعی نیست اما بیان حال یک عده از شیر دلاوران اسلام را می کند که واقعاً چنان مشکلات و سختی های را دیده اند و وانمود می سازد که چگونه این مسیر پر طلاطم سختی های خود را به رخ جوانان سربکف اسلام می کشیده است، آنانی که بخاطر الله در راه الله روان می شوند و از ملامت هیچ ملامت گری نمی هراسند.
آری! مجاهد این داستان ما جوانی است مشهور به فاتح؛ شخصیت ظاهرا شیک، خوش قد، خیلی دوست داشتنی و خوش طبع.
فاتح در زنده گی ظاهری خود هیچ گونه کمبودی حس نمیکند و هرچه بخواهد از مادیات دنیا به دست آورده می تواند؛ چون پدرش خیلی پولدار است و در عین حال از جمع پسرانش او را بخاطر اینکه تحصیل میکند، بیشتر دوست دارد.
اما روحا او افسرده است و زنده گی معنوی اش را دوست ندارد؛ زنده گی یی را که فقط در ظاهر آسوده گی، راحتی و سلامتی است اما در باطن چیزی دیگری می نماید.
برای او خیلی آسان مهیا است که بهترین غذا ها را تناول کند، به بهترین بالین ها بخوابد، زیباترین مکان ها را در شهرِ خود دیدن نماید و هرچه خواست بدست آورد، همچنان برای او ظاهرا خیلی زیباست در لبهٔ دریا ها قدم زنان گوش به آواز چهچه پرنده گان باشد، اما...
او قلباً دارد همه روزه در آتش می سوزد، آتش که در أثر ظلم و جور کفار بالای امت مسلمه و هتاکی مشرکان به شعائیر دینی اسلام در وجود این جوان فوران کرده است و قطعاً راهی برای خاموش کردن آن نمی یابد.
فاتح با این همه غم و غصه های روز گارِ مسلمانان خم به ابرو آورده و احساس ذلت و فرومایگی سرش را به گریبان برده است، اما او همین جور بیکار ننشسته و همواره در جستجوی راهیست تا آرامش درونی اش را حد اقل مدتی بکاهد.
روی هم رفته کوتاه سخن اینکه، روزی از روز ها داشت در گوشی خود اخبار جهان اسلام و مظلومیت مسلمانان را تعقیب می کرد، نا گهان متوجه می شود که صهیونیستان اسرائیل به تعقیب ظلم و جور های قبلی خود- بالای ملت مظلوم فلسطین- این بار یک کمپ مکمل از پناه جویان فلسطینی را به خاک و خون کشانیده هر آنچه در توان داشتند بالای این مظلومان بیجاره آورده اند، مردان و جوانان را سر بریده، اطفال را زنده به گور و خانم ها را بزور و خشونت با خود برده اند و اکثریت شان را نیز بی رحمانه به قتل رسانیده اند.
فاتح یک لحظه تنش بی حس می شود و پا های که در مقابل خصمش همچون کوه ثابت و قائم بود متزلزل شده مثل درختان خشک و پوسیده به زمین می افتد، وی به بسیار سختی دوباره بر می خیزد و لرزان و هراسان به طرف اطاقش می رود و سر به گریبان نموده بسان قطره های بارانِ نم نم بهاری اشک های اندوه و در مانده گی گونه هایش را خیس میکند. احساس میکند گناه این همه ظلم و جور به گردن وی افتاده است و قطعاً شعله آتشین دوزخ را گویا تماشا می کند که او در وسط آن غلط و پیچ می خورد.
پس از این واقعهٔ دلخراش او عزم خود را این بار جزم میکند و تصمیم می گیرد زنده گی فعلی اش را، با وجود اینکه خیلی راحت و مجلل بود اما ضمانت اخروی خیلی ضعیفی داشت، کاملا ترک کند و راهی را برود که مسیر آن منتهی به سعادت ابدی و زنده گان جاوید می شود.سپس تصمیم بر این می گیرد که بسوی سرزمین جهاد هجرت نموده به کاروان های که شب و روز بی خوابی می کشند تا در اولین فرصت ها انتقام قطره قطره خون های مظلومان را بگیرند و ظلم آن ظالمان قرن را بی جواب نگذارند، بپیوندد.
این تصمیمِ خیلی واقع بینانه و بزرگِ وی شیطان را خیلی سخت تمام میشود، بناءً تلاش میکند تا سهولت های زنده گی را برای وی بیشتر و بیشتر فراهم کند و هزاران بهانه را در قلبش بیاورد تا او در تصمیمش تجدید نظر کند.
او که داشت پیش از این واقعه برنامه ماستری اش را پیش میبرد، در عین حال تلاش می کرد در یکی از دانشگاه های مشهور استاد شود، اما کمی سخت بود ولی حالا مدیر دانشگاه خود از او درخواست استادی میکند و همچنان شرکت بزرگی برای وی پیشنهاد عقد قرار داد خیلی بزرگ را برایش پیش میکند.
اما فاتح به الله عهد بسته بود و اینکه عهد خود را با الله بشکند اصلا برایش نا ممکن بنظر میرسید و همچنان لحظه های شوکه کننده ای ظلم یهودیان بالای ملت مظلوم فلسطین هر ثانیه داشت گویا از جلوی چشمانش رد میشد، پس قلب او به این زودی آنقدر مثل سنگ سفت و سخت نشده بود که متحول گردد.
همچنان نا گفته نماند که او در این مسیر تنها نیست، بلکه یک همدم بزرگ و یک یاور خیلی دلاور نیز دارد که وی را در این مسیر پر طلاطم همراهی میکند.
بناءً در سطور بعدی خواهیم خواند که، فاتح ما با یار همدم و همنوایش چی کار های میکنند؟ آیا شیطان اجازه می دهد آن دو این همه دسیسه های فریب کارانه ی شیطان را فقط بخاطر رضایت الله و دفاع از مظلومان پشت پا گذارند و راه هجرت را در پیش گیرند؟
بیاید از زبان خودشان بشنوییم.
ادامه دارد ان شاءالله...
08/08/2023
هنگام شروع جهاد به آنها نیشیخند زدیم!
مجاهدین مخلص، صادق و غیور افغانستان با درهم شکستن پیمان ناتو به سرکردگی آمریکای اشغالگر و غاصب، خاک پاک قلب آسیا را از لوث اشغال و اشغالگران و مزدوران، تطهیر کرده و به بنا و تشکیل دولت اسلامی مقتدری که چشم امید مستضعفین باشد با جان و دل مشغول اند. با اینکه در افغانستان مشغول به فعالیت هستند و فشار های همه جانبه کفار، مشرکان و مزدوران آنان را احاطه کرده است اما آنان به اقصی و فلسطین چشم دوخته اند تا یهود غاصب را به خاک ذات بنشانند.
بیست و دو سال پیش که قهرمانان و مُجددان افغانستان به زعامت ملا عمر مجاهد رحمه الله جهاد خود را علیه صلیبیان آغار کردند، بسیاری از ما مسلمانان و حتی اهل علم، به همّت، ایمان، عزم، اراده و یقین آنان نشیخند زدیم و مقابله با آمریکا را مغایر با عقلانیت پنداشتیم، اما سرانجام دیدیم که نیروی حق با وجود کمیت کم بر تانگ و توپ و تکنالوژی مدرن نظامی دشمن پیروز شدند.
منقول...
31/07/2023
.
🍂🌼دختر عبدالله بن مسعود رضی الله عنه که کودک بود به نزد او آمد،
پس عبدالله او را در آغوش گرفت و بوسید
و گفت
خوش آمدی، ای حجابِ [و حافظ] عبدالله از آتش دوزخ!
مکارم الأخلاق خرائطی
29/07/2023
با این همه زیبایی باز هم کسی نیست که در فکر تو باشد.!
در این ایام تلخ……
#قدس می نالد، قدسیان می نالند، فریاد می زنند
ولی کیست که صدایشان را بشنود…!
حال و روز ما که ……
پول، شکم، مُد روز، خوش گذرانی، لباس، ساختمان، و …… شده است.
پس کی عمر یا صلاح الدینی طلوع می کند تا را از چنگال یهود بیرون بکشد.
https://t.me/moodKarawan
19/07/2023
💚قدس صد سال به دست آنان (نصرانیان) بود ڪه اگر این برای غیر مسلمانان رخ میداد از آن دل ڪنده بودند...
💚اما مسلمان چیزی به نام نومیدی نمیشناسد..
📝شیخ علی طنطاوی رحمه الله علیه
⚔─━━⊱🕌⊰━━─⚔
منقول...
15/07/2023
🟡زخمی شدن دهها فلسطینی در درگیریهای کرانه باختری
منابع محلی از درگیری فلسطینیان با اشغالگران اسرائیلی در مناطق مختلف کرانه باختری خبر دادند.
به گفته این منابع، این درگیریها در پی حمله نظامیان اسرائیلی به راهپیماییهای هفتگی فلسطینیان پس از اقامه نماز جمعه در محکومیت ادامه شهرکسازی رژیم صهیونیستی و جنایات اشغالگران علیه ملت فلسطین به وقوع پیوست.
در جریان این درگیریها دهها فلسطینی زخمی یا بر اثر استنشاق گاز اشکآور دچار خفگی شدند.
⚔─━━━━⊱🕌⊰━━━━─⚔
🦅قناة نداـٰےمظلومیت قدسیان🔊
14/07/2023
# *الــــ.ـقـد.س...🕌*
*گروه های وتسابی که هیچ،*🫵🏻
*اگر 360 مفصل عضو بدنم را هم بشکنند بازهم برای آزادی این سرزمین مقدس خواهم رزمید.*☝🏻
محمودی...