Wattandar TV

Wattandar TV

Share

زنده باد افغانستان.

01/04/2026

Qualified World cup group

20/03/2026
28/02/2026

هههههه

23/02/2026

هههههههه

15/02/2026

حکایت است که وقتی عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه ـ که در آن زمان امیرالمؤمنین بود ـ تصمیم گرفت با ام‌کلثوم دختر ابوبکر ازدواج کند، پیامی برای خواهر او، حضرت عایشه رضی‌الله‌عنها فرستاد.

حضرت عایشه از این خبر خوشحال شد و آن را خبر خوبی دانست، و با شتاب نزد خواهرش رفت تا او را به این خواستگاری مژده دهد.

اما ناگهان با پاسخ غیرمنتظره‌ی ام‌کلثوم روبه‌رو شد.

ام‌کلثوم گفت:
«من با عمر چه کار دارم؟!
او مردی است ساده‌زیست و سخت‌گیر و بسیار غیرتمند،
و تمام فکر و دلش فقط مشغول رعیت و امور مردم است، در حالی که من دختری جوانم و مردی می‌خواهم که محبتش را نثارم کند.»

حضرت عایشه از سخن او تعجب کرد و به او گفت:
«دخترم! او عمر است… امیرالمؤمنین است!»

ام‌کلثوم ناراحت شد و گفت:
«به خدا قسم اگر مرا رها نکنی، کنار قبر رسول خدا ﷺ فریاد می‌زنم که من عمر بن خطاب را نمی‌خواهم!»

حضرت عایشه در این کار درمانده شد و نمی‌دانست چه کند.
پس پیامی برای عمرو بن عاص رضی‌الله‌عنه فرستاد و از او کمک خواست و ماجرا را برایش گفت.

عمرو بن عاص ـ که مردی بسیار زیرک و هوشمند بود ـ نزد عمر بن خطاب رفت و به او گفت:

«آیا قصد ازدواج داری؟»
عمر با خوشحالی گفت:
«بله.»
عمرو پرسید:
«با چه کسی؟»
عمر پاسخ داد:
«با ام‌کلثوم دختر ابوبکر.»

عمرو بن عاص گفت:
«تو را با این دختر چه کار؟ پدرش از دنیا رفته و او شب و روز برای پدرش گریه می‌کند و عزادار است…»

عمر با نگاهی عمیق به او نگاه کرد و پرسید:
«عایشه این را به تو گفته است؟»

عمرو گفت:
«بله.»

در این هنگام عمر ماجرا را فهمید و سرش را به نشانه‌ی رضایت تکان داد و گفت:
«پس نیازی به این ازدواج نیست.»

نگاه کنید به شجاعت این دختر جوان که خواستگار خود ـ آن هم امیرالمؤمنین ـ را رد می‌کند.

نگاه کنید به این جامعه‌ی زیبا که نظر یک دختر را با احترام می‌پذیرد.

نگاه کنید به تدبیر لطیف و عاقلانه‌ی مادرمان عایشه و عمرو بن عاص برای رساندن این پیام به عمر، بدون رنجاندن او.

و نگاه کنید به عمر رضی‌الله‌عنه،
که با وجود جایگاهش به عنوان فاروق و امیرالمؤمنین،
این رد شدن را با نهایت سادگی می‌پذیرد.

و نگاه کنید به ام‌کلثوم که بدون خجالت و پنهان‌کاری، نیاز عاطفی خود را بیان می‌کند و می‌گوید:
«مردی می‌خواهم که محبتش را بر من فرو بریزد»
و در عین حال شرط دینداری را هم فراموش نمی‌کند.

پس از آن، ام‌کلثوم رضی‌الله‌عنها با طلحه بن عبیدالله رضی‌الله‌عنه ازدواج کرد؛
و او از جمله‌ی ده نفری است که به بهشت بشارت داده شده‌اند.

و از ام‌کلثوم نقل شده است که گفته بود:
«طلحه هرگاه مرا می‌دید، چهره‌اش از شادی می‌شکفت…
و هرگاه صدای مرا می‌شنید، لبخند می‌زد…
و اگر من گریه می‌کردم، او نیز گریه می‌کرد…
و شب نمی‌خوابید تا از گرم بودن جای خوابم مطمئن شود.

هیچ نمازی را ترک نمی‌کرد مگر آنکه در آن، پیش از خودش برای من دعا می‌کرد.
و هرگاه بیمار می‌شدم، درد مرا بیش از خود احساس می‌کرد،
چنان که گویی بیماری در بدن اوست، نه در بدن من…»

خداوند از همه‌ی آنان راضی باد.
________
♦️صرف‌نظر از این‌که جزئیات این روایت با چه اندازه‌ای از سند و نقل تاریخی ثابت است،
می‌توان از مجموع این حکایت ـ به عنوان یک پیام تربیتی ـ چنین درس روشنی گرفت:

در منطق اسلام، ازدواج تحمیل نیست؛
رضایت دختر یک اصل است، نه یک تشریفات.

همچنان می‌آموزیم که: ارزش یک خواستگار، تنها به مقام و موقعیت اجتماعی او سنجیده نمی‌شود،
بلکه هماهنگی روحی، عاطفی و دینداریِ واقعی، اساس یک زندگی آرام است.

و نیز درمی‌یابیم که: گفتنِ محترمانهٔ «نه»، اگر از روی آگاهی و صداقت باشد، نه بی‌ادبی است و نه گناه؛
بلکه نشانهٔ بلوغ فکری و کرامت انسانی است.

13/02/2026

Hahahaha

08/02/2026

به گروپ خون -B
O-
AB-
ضرورت است در کابل
۰۷۰۷۱۸۳۱۴۸

06/02/2026

04/02/2026

رفیق تانه منشن کنین

04/02/2026

دوست های تانه منشن کنین

#

04/02/2026

ههههه #

02/02/2026

ههههه
استغفرالله

Want your school to be the top-listed School/college in Kabul?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Address


Shahre-naw, Kabul
Kabul