27/03/2022
http://zestanikzai.blogfa.com/
دستانکزې حقوقي وبلاک پاڼه/ وبلاک ستانکزی دستانکزې حقوقي وبلاک پاڼه/ وبلاک ستانکزی در این وبلاگ تمام نوشته های مربوط خودم است و استفاده ازآن باذکر منبع مجازاست .
Education
27/03/2022
http://zestanikzai.blogfa.com/
دستانکزې حقوقي وبلاک پاڼه/ وبلاک ستانکزی دستانکزې حقوقي وبلاک پاڼه/ وبلاک ستانکزی در این وبلاگ تمام نوشته های مربوط خودم است و استفاده ازآن باذکر منبع مجازاست .
26/12/2021
http://zestanikzai.blogfa.com/post/66
نامۀ امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه به ابو موسی اشعری قاضی کوفه: بسم الله الرحمن الرحیم نامۀ امیر المؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه به ابو موسی اشعری قاضی کوفه در مورد طرز سلوک و رفتار قضات مسلمان مترجم : دکتور محمد
22/12/2021
د حقوقو د علم موخې ( اهداف) لیکونکی: دکتور محمد ظریف علم ( ستانکزی ) د حقوقو د علم موخې ( اهداف ) لیکونکی: دکتور محمد ظریف علم ( ستانکزی )
17/09/2020
یکی از نقیصه های کود جزای جدید
هرگاه با بکار بُردن وسیله های فریبکارانه شخصی را به امضاء نمودن و یا هم شست گذاشتن در اوراقی نماید که باعث سلب حقوق ملکیت اش گردد و یا هم مطابق به سند مذکور شخص امضاء کُننده مقروض شخص فریبکار وانمود گردد، در چنین حالات کود جزای افغانستان ساکت است. به گونه مثال شاه زمان و شمشاد دو نفر تجار افغانستان هستند که از کشور چین اموال تجارتی وارد مینمایند. شاه در مندوی کابل یک باب دکان تجارتی دارد که دو برادرش و یک شخص دیگر در آن دکان طور شاگر با او کار مینماید. در یکی از سفر ها شمشاد یک مقدار پول را برای شاه زمان در کشور چین قرض میدهد و بعد از مدتی شاه زمان ورشکست میشود شمشاد یک مقدار اموال تجارتی شاه زمان را در سرای مملوکه اش توقف میدهد و با شاه زمان توافق مینماید که پول آورده و اموالش را انتقال بدهد بعد از مدتی وقتی میبیند که اموال مذکور خراب گردیده و بعضی هم شکسته به شاه زمان میگوید بیاید اموالش را انتقال بدهد در همین حال سندی را حاوی مقروضیت شاه زمان و سه برادرش است تحریر نموده و به آنها طوری قرائت مینماید که این سند انتقال اموال است و هرکسی که اموال را انتقال میدهد باید آنرا شست نماید در روز اول شاه زمان بنابر بی سوادی سند را شست نموده و یک مقدار اموال را انتقال میدهد وقتی و بعداً زمانیکه یک برادرانش با شاگرد دیگری شان غرض انتقال اموال میروند برادر شمشاد به آنها میگوید تا زمانیکه سند را شست نه نمایند اموال را انتقال داده نمیتوانند. آنها هم ناگزیر چون اموال را معامله نموده اند سند را شست مینمایند. زمانیکه برادر دومی غرض انتقال اموال باقیمانده میرود منشی شمشاد از او میخواهد که سند را شست نماید این برادر سند را میخواند می بیند که سند مقروضیت است نه سند انتقال اموال موضوع را به شاه زمان خبر میدهد این در حالی است که شاه زمان و برادرانش دربند حویلی موروثی دارند و هدف شمشاد این است که در این سند بر علاوه شاه زمان برادرانش را هم قرضدار خود وانمود نموده و سهم میراثی آنها را در مقابل مقروضیتش تصاحب نماید زیرا سهم شاه زمان پول مقروضیت و تکتانه اش را تکمیل نمی نماید. این عمل شمشاد در مطابقت با ماده 469 قانون جزای سابقه فریبکاری تلقی میشد. اما کود جزای جدید در این مورد کدام صراحتی ندارد.
شمشاد همین سند را که به فریبکاری گرفته منحیث مدارک اثباتیه دعوی به محکمه تقدیم مینماید.
قانون جزای قبلی در ماده 469 چنین حکم مینمود:
(1) شخصیکه به تسلیمی یا انتقال حیازت مال منقول غیر برای خود و یا برای شخص دیگر بیکی از وسایل آتی توصل ورزد به حبس قصیریکه از سه کمتر نباشد محکوم میگردد:
1- استعمال وسایل فریبکارانه؛
2- بکار بردن اسم و یا صفت کاذب یا دادن اطلاع غلط در حادثۀ معین به نحویکه مجنی علیه فریب خورده و به تسلیمی وادار گردد.
(2) شخصیکه توسط یکی از وسایل مندرج فقره فوق شخصی دیگری را به تسلیمی یا انتقال حیازت سند قرض یا سند دیگریکه استعمال آن در اثبات حق ملکیت یا حق عینی دیگری امکان داشته باشد یا به تصرف در مال یا به إبراء وادار سازد به عین جزای مندرج فقره فوق محکوم میگردد.
(3) شخصیکه توسط یکی از وسایل مندرج در فقر(1) این ماده شخص دیگری را به إمضاء کردن، مهر و نشان انگشت یا إلغاء یا إتلاف یا تعدیل سندی از اسناد مندرج در فقره (2) این ماده وادار سازد به عین جزای مندرج فقره (1) این ماده محکوم میگردد.
اما کود جزای جدید در مورد فقره های (2 و 3) صراحتی وجود ندارد بناءً عدم موجودیت حکم فوق سبب از بین رفتن برائت الذمه در مخالفت صریح با آیت مبارکه 164 سوره انعام ( وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا ۚ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ) میباشد زیرا نه برادر شاه زمان از شمشاد قرض گرفته و نه هم شاگردش، قرض را هم در کشور چین به شخص شاه زمان داده است. هرگاه حکم مذکور در کود جزاء ایزاد نه گردد سبب فریبکاری های بیشمار و اتلاف حقوق بیشمار هموطنان ما خواهند گردید.
طفل هر زوجه در ازدواج صحیح منسوب به زوج میګردد.
ماده ٢١٨ قانون مدنی